اومدم تيتر اين نوشته رو بذارم "شناخت آدما" ديدم خيلي حرف بي خوديه. با اين پيچيدگي كه آدم داره، هر كي بايد كلي تلاش كنه بتونه درصدي خودش رو بشناسه. ديگه چه برسه ديگران رو.
امروز يه موضوعي رو فهميدم كه برام جالب بود. به نظرم اومد وقتي مي خوام كسي رو بشناسم بايد دو چيز رو مورد نظر قرار بدم. يك اينكه بدون پيش فرض باهاش جلو برم. يعني اينكه با يه پيش زمينه كه اين آدم كلا اينجوري به نظر مي آد و يا اين تيپ آدما كلا اينطوين و اينكه بخوام رفتاراش رو حدس بزنم، جلو نرم. دومي كه مهمتره اين كه، انتظار و توقع رو از توي رابطه حذف كنم. اينجوري هر رفتاري اون طرف داره مي ذارم به حساب يك آشنايي با خلق و خوي فرد و به اين ترتيب ناراحتي از رفتارها و يا شگفتي و خوشحالي از رفتار طرف بهم دست نمي ده. مثل اينكه از دور شاهد رابطه دو آدم غريبه هستم. هر رفتاري اونا بكنن به نظر OK مي آد. چون انتظاري نيست كه بايد اون فرد در اين موقعيت اينجور رفتار مي كرد و نكرد.
No comments:
Post a Comment