

صبح ها حدود ساعت 8:15 تا 8:30 يك برنامه اي بعد از خبر ساعت 8 پخش ميشه كه اسمش پيك بامداديه. امروز گزارشي رو داد كه خيلي متأثرم كرد.
هميشه با شنيدن اسم دكتر حسابي يه احساس غرور ويژه اي مي كنم. يك دليلش اينه كه مثل بقيه مردم از اينكه آدم به اين بزرگي توي كشورمون بوده احساس خوشحالي مي كنم. ولي دليل بزرگتر اينه كه منزل ما در همسايگي منزل (موزه) دكتر حسابيه و من حداقل روزي دو سه بار از جلو در منزل رد مي شم. از بچگي اين احساس رو داشتم كه دكتر حسابي مال محله خودمونه. يه تعلق خاطر خاصي به اين ملك زيبا و مرموز دارم با اين احساس كه اينجا آدماي بزرگي رفت و آمد مي كنن.
امروز گزارش خبري مصاحبه اي با پسر دكتر حسابي داشت و ايشون گفت كه به دليل وام بانكي 50 ميليوني كه دكتر در سال 61 گرفته بودن و الان مبلغش به 980 ميليون تومان رسيده حكم مصادره خونه ايشون صادر شده. وام بانكي براي يك سري پروژه هاي تحقيقاتي گرفته شده كه حالا كه به ثمر نشسته و به توليد رسيده، ازش حمايت نميشه و جلو فروشش سنگ اندازي مي شه. واي كه انقدر مهندس حسابي با هيجان ولي با دل سوخته صحبت مي كرد كه مي خواستم سرم رو بكوبم به ديوار از اينكه اين همه استاد براي پيشرفت مملكت زحمت كشيده و داره اينجوري ازش قدرداني ميشه. دلم مي خواد بدونم چه كار ميشه كنم.
2 comments:
يك پيشنهاد دارم: در مورد حرفهاي پسر دكتر حسابي، با احتياط بيشتري برخورد كن
سلام
من هم موافقم که درباره مهندس حسابي و حرفهاش بايد احتياط کرد.
ياسر قدسي (خبرنگار پيک بامدادي)
ghalamodel.blogfa.com
Post a Comment