Thursday, October 18, 2007

نسبيت زمان


از شنبه تا چهار شنبه به شدت كار مي كنم و گاهي جمعه ها هم. روزاي تعطيل از جمله آخر هفته ها زندگي خودش رو يه جوري نشون مي ده انگار كل روزا بي كارم و فقط منتظر يه برنامه ريزي دقيقم كه از اين فرصت آزاد استفاده كنم. مثلاً تصميم مي گيرم كه برم درس بخونم يا وقت بذارم apply‌ كنم يا اينكه برم مركز تحقيقات فيزيك نظري تحقيق كنم يا اينكه كتاب RFID Essential‌ رو بخونم. خلاصه هزار تا برنامه به ذهنم هجوم ميارن. روزاي تعطيل ياد اين مي افتم كه تفريح چه خوبه، يه مسافرت برم بد نيست،‌ چقدر وقته خريد نرفتم،‌ خونه مامان بزرگ برم سر بزنم و ...

بعد يهو شنبه صبح مي شه و سر كار روزا يه جوري مي گذره كه تنها چيزي كه ازشون به ياد دارم صبح روز شنبه است كه دارم مي رم سر كار و به خودم مي گم شنبه ها كلي كار دارم و عصر چهار شنبه كه دارم بر مي گردم و مي گم آخر هفته شد.

زمان كاملاً نسبيه، يك ساعت توي جلسه كاملاً با يك ساعت سر كلاس، با يك ساعت تفريح، با يك ساعت فيلم ديدن، با يك ساعت config‌ كردن فايروال فرق داره. بديش هم اينه كه هر چي بيشتر از يك فعاليت رضايت حاصل بشه زمان تعلق يافته بهش، كوتاهتر به نظر مي آد. ولي كلاً خوشحالم.

2 comments:

Unknown said...

سلام .
خسته نباشید.درصورتیکه به مبحث RFID علاقمند هستید به وبلاگ من هم یه سری بزنید.خوشحال میشم با هم تبادل اطلاعات کنیم.
rfid.persianblog.ir
براتون ارزوی موفقیت می کنم .
ارادتمند-مقدسی

Anonymous said...

Раньше я был более чем счастлив , чтобы найти этот интернет- site.I хотел благодаря вашему времени для этого замечательного учиться ! Я , несомненно, с удовольствием с каждой маленькой немного , и я у тебя закладки, чтобы посмотреть на новые вещи вы блоге. Желаем Вам удачи!