Friday, January 18, 2008

راه آهن


از پارسال یه پروژه رو توی راه آهن شروع کردیم. تقریبا همین موقع ها بود. خیلی هم خوشحال بودم که پروژه رو گرفتیم. نمی دونستم که انقدر درد سر داره. خلاصه اینکه از پارسال هی رفتیم اومدیم. گاهی ما با اونا دعوا می کنیم که چرا کارا رو را نمی ندازین که ما بتونیم پیکره بندی تجهزات رو شروع کنیم، گاهی هم اونا با ما دعوا میکنن که چرا کار رو تموم نمی کنین، گاهی هم با هم دوست می شیم. خلاصه اینکه من اگه این پروژه رو تموم کنم چند تا اتفاق خوب می افته از جمله اینکه می تونم روی کارای دیگه بیشتر وقت بذارم و اینکه می تونم یه هفته برم مرخصی. خلاصه اینکه حسابی تلاش کردم که تموم بشه و به امید خدا یه روز هم هفته دیگه کار کنم تموم میشه.

ولی در مجموع تازه فهمیدم که بعضی از شرکتای "شبکه کار" توی ایران چقدر راحت پول در می آرن. یعنی واقعاً سر کارفرمای بد بخت کلاه می ذارن، انقدر قشنگ حرف می زنن که فکر می کنی چقدر دارن High Tech کار میکنن، ولی کافیه یکی حتی به اندازه من network بدونه که بفهمه چه خبره. سر هم میبندنا، به قول آرمی سمبلاسیون. بی خود نیست مملکت پیشرفت نمی کنه. البته کارفرما هم یه جورایی حقشه، چون اونا هم تا میتونن مدل ارباب رعیتی با پیمانکار رفتار میکنن. انقدر دیر پول می دن که سود کار از بین میره، ضمناً توی قرارداد ها کاملاً یک طرفه حق می گیرن و راه مذاکره رو می بندن. انگار توی این مملکت زندگی نمی کنن و با شرایط تحریم و گمرک و غیره، هیچ آشنا نیستن. ولی بالاخره باید کار کرد دیگه با سختی ها و دردسرهاش.

3 comments:

Anonymous said...

baabaa Mohandes ;)...

HTP said...

شاید گفتن بعضی چیزها راحت باشه
راحت میشه گفت که مجری سر کارفرما کلاه می ذاره و یا بر عکس
اما یه روز میشه که آدم خودش کارش به اینجور آدما گره می خوره و اون موقع است که یکسری اتفاقهای تلخ ممکن است پیش بیاد
امیدوارم هیچ وقت برای شما این اتفاقات رخ نده

Anonymous said...

این سیستم توی ایران عادیه وگرنه وضعمون اینطوری نبود. حالا خودمونیم شما هم پروژه های خفنی می گیرینا
http://www.persianamorousnotes.blogfa.com/