روزهای آخر سال که میشه و همزمان با خونه تکونی فرصتی پیش میاد که خاطرات گذشته رو مرور کنم. معمولاً عکسا و هدایایی که گرفتم و در قسمتهای مختلف اتاقم گذاشتم منو در چند ثانیه به لحظه های زیبای گذشته می بره. امروز هم داشتم اتاقم رو مرتب می کردم و برخورد می کردم به هدیه ها. بعضیاشون یه احساس عشق هیجان انگیز زیبایی تو دلم بوجود میاره. انگار دوباره به قبل برگشتم و الان درست همون لحظه است که هدیه رو دریافت کردم. مثلاً یه انگشتر نقره دارم که خیلی دوسش دارم، وقتی می بینمش 20 ساله میشم. عاشق می شم. یا مثلاً یه آلبوم هست که زندایی میترا برام درست کرده و عکسای منو از بچگیم توش چیده تا نوجوانی. وقتی می بینمش یاد روزای خوبی می افتم که سفر رفتیم، تولد گرفتیم و و و . یا مثلاً یه الاغ دارم که بازم منو یاد 19 سالگی و عاشقی می ندازه. یه عروسک دارم که بچه های دانشگاه سال اول که برام تولد گرفتن و منو غافلگیر کردن با یک شمعدان فرفوژه بهم کادو دادن. چقدر دوسشون دارم. یه بار باید از این کلکسیون هدایای عاشقانه یه عکس بگیرم.
Friday, February 8, 2008
هدایا
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment